شروع کردم دوره احساس لیاقت رو کار کردنهر چند وقت یکبار خودم رو مقایسه کردم ؟هر چند وقت یکبار خودم رو مقایسه میکنم ؟برای چه موضوعاتی خودم رو مقایسه میکنم وقتایی بود که خودم رو مقایسه کردم و شروع کردم به احساس بی ارزشی کردن و دیگران رو برتر از خودم دیدم و قدرت رو دادم به بیرون از خودم و الماس درونم را زیر غبارها گم کردماز خودم دور شدم بخاطر تمام قضاوتهایی که شدم از بچگی تفاوتی که با دیگران داشتم قضاوت شدم و خودم رو مقایسه کردم و چقدر ناراحتی رو در درونم دفن کردم و کسی رو هم نداشتم باهاش صحبت کنم و درکم کنه و آگاهی های درست رو بهم بده . کسی رو نداشتم بتونه مشاوره درست بده بهم هیچ کس نمی تونست لامپ مغزم رو روشن کنه هیچ دوست و رفیق درست حسابی نداشتم احساس تنهایی میکردم اگرم دوستی بود سطحی بود عمیق نبود بهتر با کسی نبودم بخاطر باورهای نادرستی که داشتن اما حس هایی رو که درونم داشتم میخوام پاک کنم تمام اون بی ارزشی ها رو نمیخوام باشند دیگه همیشه میگفتم که من لیاقت ندارم یک زن خوب داشته باشم ازدواج خوب داشته باشم من دلم میخواست یک همسر عالی همه چیز تمام داشته باشمم ولی بخاطر نقص هایی که در خودم داشتم خودم رو بی ارزش میدیدم خودم رو مقایسه میکردم و هر وقت عروسی میرفتم دوماد رو میدیدم شروع میکردم با خودم حرف زدن و میگفتم من چجوری میخوام جای این ادم ها باشم من که زیبایی ندارم من که پول و ثروت ندارم همیشه میخواستم ته فقر رو زندگی کنم مراسم عروسی و .... در کمترین حالت انجام بشه خونه ساختم حیاطش رو درست نکردم و می ترسیدم ی ذره پول دیگه خرج کنم و پولام تموم بشن خودم رو لایق نمیدیم که پول سمتم بیاددیگران حمایتم کنن و کلی اتفاق خوب بیفته انرژی سنگینی بود آگاهی ام کم بود نمیدونستم خانواده ا
برچسب:
نویسنده: فاطمه ابراهیمی
تاريخ: سه
شنبه
23 آبان
1402 ساعت: 17:46